توراه اور · پاراشاها חיי שרה · مامار 1
יגלה לן טעמיה כו׳
موضوعِ مزرعهٔ مَخپِلا (שדה המכפלה, Sedeh HaMachpelah)
آغاز مامار دریافت PDFPDF · 867 KB
بهکمک هوش مصنوعی از نسخهٔ انگلیسی ما ترجمه شده و سپس در چندین مرحله با متن انگلیسی و عبری مقابله و اصلاح شده است. خودِ متن انگلیسی نیز بهوسیلهٔ خوانندگان انسانی در حال بازبینی است. اگر به زبان فارسی تسلط دارید، از یاری شما در بازبینی این ترجمه سپاسگزار خواهیم بود. برای بازبینی داوطلب شوید
مقصود اصلی
در روزهای هفته، انسان خوراک خود را از پایین پالایش میکند تا از آن نیرو برای خدمت به ה׳ به دست آورد؛ در روزِ شبات (שבת, Shabbos)، ریشهٔ برترِ خوراک، از پیش از شکستنِ ظرفها، آشکار میشود و حیات از بالا و بیهیچ دورریزی از آن به روح سرازیر میشود. این جریان بهصورت «دوتایی» فرود میآید: هاءِ بالاییِ نامحدود (ה״א עילאה, hei ila'ah) فقط در هیئت نیروی پنهانش، یعنی هاءِ دوم، به پایین میرسد؛ چنانکه در غارِ مَخپِلا، تا آنکه در آینده خودِ هاءِ بالایی آشکار شود.
خلاصهٔ مامار
این گفتار (מאמר, maamar) با عبارتِ «اسرارش را بر ما آشکار سازد» آغاز میشود که دربارهٔ دوازده نان گفته شده، و نیز با غارِ مَخپِلا و هاءِ پایانیِ «دوتایی» در نامِ ب״ן (שם ב״ן, Shem Ban)، که املای آن هاءِ دومی است. این موضوع را از راهِ خوردن توضیح میدهد. خوراک به خونی بدل میشود که کبد آن را به قلب و مغز میفرستد؛ ازاینرو، انسان در روزهای هفته خوراک خود را پالایش میکند تا قلبی شعلهور و ذهنی نیرومند برای اندیشیدن دربارهٔ عظمتِ ה׳ داشته باشد؛ و هوسی که در آن هست، ریشهٔ پوسته (קליפה, kelipah)، حیاتی را که بلعیده از دست میدهد. بااینحال، خوراک به انسان حیات میدهد؛ این نشانهای است که ریشهٔ آن در عالمِ توهو (עולם התהו, Olam HaTohu)، پیش از شکستنِ ظرفها، از ریشهٔ انسان بالاتر است. در شبات، هنگامی که عوالم بالا میروند، آن ریشه آشکار میشود و حیات از بالا، بیهیچ پالایش و دورریزی، از آن به روح سرازیر میشود. عید، که آمادهکردن خوراک را جایز میداند، با مقداری پالایش و دورریزی همراه است؛ راهِ جبران آن شادکردنِ فقیران است، که احکام را شیرین میکند (המתקת הדינין). جریانِ از بالا «نازک» فرود میآید: یود (יו״ד, yud) بهصورت واؤ (ו״ו, vav) امتداد مییابد؛ و «دوتایی» است: نیروی پنهانِ هاءِ بالایی در پایین، بهصورت هاءِ دیگری آشکار میشود. در آینده، خودِ هاءِ بالایی آشکار خواهد شد.
طرح کلی
- هاءِ دوتایی و پرسشِ خوردنعنوان؛ «اسرارش را بر ما آشکار سازد»؛ املای هاءِ دیگری با خودِ هاء نوشته میشود و این همان دوتاییِ غارِ مَخپِلا است. خوراک به خونی بدل میشود که کبد آن را به قلب و مغز میفرستد.¶1–2
- پالایش در روزهای هفته و ریشهٔ برترِ خوراکدر روزهای هفته، خوراک به قلب و ذهنی پالایش میشود که در خدمتِ ה׳ هستند؛ در شبات، پالایش ممنوع است و خوردن از بالا فرود میآید. انسان، در قیاس با خوراکی که در پایین است، «پس» و «پیش» است؛ اما ریشهٔ خوراک در توهو از ریشهٔ او بالاتر است و به همین دلیل به او حیات میدهد؛ در شبات، خوراک به آن ریشه بالا میرود.¶3–4
- دو گونه خوردن«تا جانش را سیر کند» یعنی حیاتی که از بالا فرود میآید؛ «اما شکمِ شریر تهی خواهد ماند» یعنی هوس، ریشهٔ پوسته، که بهسوی نیکی برگردانده و از حیاتی که بلعیده تهی میشود. اولی خوردنِ شبات است و دومی خوردنِ روزهای هفته.¶5–6
- بیدورریزی در شبات؛ عیدها و فقیرانپالایش از پایین دورریزی بر جای میگذارد که از درختِ دانش میآید؛ شبات، چون از آن بالاتر است، دورریزی ندارد. عید کارِ آمادهکردن خوراک را جایز میداند و ازاینرو با دورریزی همراه است؛ جبران آن شادکردنِ فقیران است. کسی که چنین نمیکند، بهتناسبِ عملش مجازات میشود.¶7–8
- نازک و دوتایی، اکنون و در آیندهیود، چون انقباض (צמצום, tzimtzum) است، میتواند به واؤ امتداد یابد؛ هاءِ بالاییِ نامحدود فقط بهصورت املای پنهانش، یعنی هاءِ دیگری، پایین میآید. اکنون این جریان از راهِ دوازده نان میآید؛ در آینده خودِ هاءِ بالایی در پایین آشکار خواهد شد.¶9–11
مفاهیم کلیدی
- پالایش (בירור, birur)בירור
- بالا بردنِ آنچه در پایین است از راهِ بهکارگرفتنش در خدمت به ה׳: خوراک به نیرویی برای قلب و ذهنی بدل میشود که در خدمتِ او هستند، و چنگِ پوسته بر آن شکسته میشود. این کار به روزهای هفته تعلق دارد؛ در شبات پالایش ممنوع است.
- پس و پیشאחור וקדם
- انسان در آفرینش آخر آمد («پس»)، اما از آن حیث که پالایشگرِ خوراک است، در جایگاه نخست («پیش») قرار دارد؛ ریشهٔ خوراک در توهو از ریشهٔ او بالاتر است و به همین دلیل به او حیات میدهد.
- عالمِ توهوעולם התהו
- عالمی که «پیش از آنکه پادشاهی فرمانروایی کند» بود و ظرفهایش شکستند؛ خوراک از آنجا میآید، ازاینرو ریشهاش از ریشهٔ انسان بالاتر است، هرچند به زیرِ او افتاده است.
- پوسته (קליפה, kelipah)קליפה
- نیرویی که در برابرِ قداست قرار دارد؛ هوسِ نهفته در هر خوراک ریشهٔ آن است، و خوردنی که نیروی خدمتِ انسان به ה׳ را افزون میکند، حیاتی را که پوسته بلعیده از آن میگیرد.
- شیرینکردنِ احکامהמתקת הדינין
- شادیای که همه را برابر میسازد، سختیِ داوری را نرم میکند؛ ازاینرو، در عید فقیر، لاوی و بیگانه را شاد میکنند و «دورریزی» باقی نمیماند.
- دوتاییبودن و نازکی (כפילא וקלישא, kefila v'kelisha)כפילא וקלישא
- «دوتایی» و «نازک»: دو گونهٔ جریان از بالا. کلیشا یعنی یودی که بهصورت واؤ امتداد یافته است؛ کفیلا یعنی هائی که از راهِ املای خود، هاءِ دیگری، آشکار میشود.
- املای حرف (מילוי, milui)מילוי
- حروفی که نامِ یک حرف را میسازند؛ املای حرف همواره چیزی است که در آن حرف پنهان بوده و اکنون در پایین آشکار میشود.
هاءِ دوتایی و پرسشِ خوردن ¶1–2
1(ענין שדה המכפלה)
(موضوعِ زمینِ مَکفِله، بهمعنای «دوچندان» (המכפלה, Machpelah).)
عنوانی که درون پرانتز آمده است: ماامار (מאמר, maamar) دربارهٔ غارِ مَکفِله است؛ غارِ دوگانهای که ابراهیم (אברהם) در پاراشای این هفته خرید تا آرامگاهِ ساره (שרה) باشد. نامِ «مَکفِله» بهمعنای «دوچندان» است، و تمامِ گفتارِ نخست بر این ایدۀ دوبرابرشدن استوار است.
این عنوان، موضوع را مشخص میکند: غارِ دوگانه، مَکفِله، که کلیدی میشود برای فهمِ حرفِ هِی (ה, hei) دوبرابرشده و نیز وعدۀ شبات (שבת, Shabbos).
2יגלה לן טעמיה12 כו׳. הנה מילוי ה׳ היא בה׳ אחרת והיא בחי׳ כפילא כנודע מענין מערת המכפלה שהיא ה׳ אחרונה דשם ב״ן [שם ב״ן]3 כו׳.
«دلایلش را بر ما آشکار سازد»، و جز آن. اکنون، پُرنوشتِ [حرفِ] هِی با هِیِ دیگری است؛ و این مرتبهٔ دوچندانشدن (כפילא, kefila) است، چنانکه از موضوعِ غارِ مکفیله دانسته میشود؛ غاری که همان هِیِ پایانیِ نامِ بَن (שם ב״ן, Ban) است، و جز آن.
عبارت آغازین از سرودِ آریزال (האריז״ל) برای وعدهٔ دومِ شبات، «آسادر لیسوداسا» (Asader Lisudasa)، گرفته شده است. در آن سرود خواسته میشود که «دلایلِ دوازده قرص نان» که بر میز نهاده شدهاند بر ما آشکار شوند، و از آنها با تعبیرِ «حرفی در نامِ او، دوچندان و باریک» یاد میشود. آلتر ربه (אדמו״ר הזקן) از واژهٔ «دوچندان» آغاز میکند: هنگامی که نامِ حرفِ هِی بهطور کامل نوشته میشود، در آن هِیِ دومی میآید (ה״ה). این دوچندانشدن همان כפילא است؛ واژهای که در نامِ مکفیله نیز آمده است. در قبالا، غارِ مکفیله با هِیِ پایانیِ نامِ بَن پیوند دارد؛ نامِ بَن صورتی از نامِ چهارحرفی است که حروفش بهگونهای بسط داده شدهاند که مجموعشان ۵۲ میشود.
והענין יובן בהקדים להבין ענין האכילה כי הנה עיקר האכילה להיות כי מן המאכל נעשה
و مطلب با توضیحِ نخستینِ موضوعِ خوردن روشن خواهد شد. زیرا اساسِ خوردن این است که از غذا ساخته شود:
پیش از توضیحِ هِیِ دوگانه، او مقدمهای میآورد: خوردن در واقع چه چیزی را به انجام میرساند.
חלב ודם והדם הוא הנפש4 וחיות האדם שמקבל הכבד הדם מן המאכל ושולח ללב ולמוח דתלת שליטין אינון56 בעלמא כבדא ולבא ומוחא כו׳.7
چربی و خون؛ و «خون همان جان است» و نیرویِ حیات (חיות, chayus) آدمی؛ زیرا کبد خون را از غذا میگیرد و آن را به قلب و مغز میفرستد، چراکه «در عالم سه فرمانروا هستند: کبد، قلب و مغز»، و جز آن.
غذا به چربی و خون تبدیل میشود، و خودِ توراه میگوید «خون همان جان است»؛ یعنی خون نیرویِ حیاتِ انسان را در خود دارد. کبد آن خون را از غذا میگیرد و به قلب و مغز میفرستد؛ این دو، همراه با کبد، سه «فرمانروای» بدن خوانده میشوند.
مقاله با رازِ دوازده نانِ «دوچندان» و هِیِ دوگانهٔ مکفیله آغاز میشود، سپس برای بنیادگذاریِ بحث به موضوع خوردن بازمیگردد: غذایی که به خون تبدیل میشود و قلب و مغز را تغذیه میکند.
نامِ بَن، صورتِ بسطیافتهٔ نامِ چهارحرفی است که با هِیها نوشته میشود (יו״ד ה״ה ו״ו ה״ה) و در دستگاهِ آریزال با فرمانروایی (מלכות, Malchus) و بُعدِ مؤنث پیوند دارد. آخرین حرفِ آن، ה״ה، در واقع هِیای است که با هِیِ دیگری پُر شده است؛ از همین رو غارِ دوگانه به آن پیوند مییابد. یادداشتهای کِهوت برای این موضوع به לקוטי תורה آریزال (مجموعهای از آموزههای او دربارهٔ توراه که شاگردانش ثبت کردهاند)، در بخشِ חיי שרה، ذیلِ عبارتِ آغازینِ «Me’aras HaMachpelah» ارجاع میدهند.
مراجع
- 1יגלה לן טעמי׳ · ראה הנחת כ״ק אדמו״ר האמצעי בסידור רב, ג. נמצא בגוכתי״ק כ״ק אדה״א ורשום שם: יום שבת פ׳ תצוה [תקס״ז]. וראה ברשימת המאמרים בסה״מ תקס״ז הערה 39. ראה לעיל בציונים לכ״ק אדמו״ר זי״ע. לכללות הענינים של המאמר ראה סה״מ תקס״ה ח״א ע׳ קנ בענין האכילה דשבת. תו״ח פ׳ לך צו, א. ובפ׳ ויקהל תרלה, א ואילך (הוצאה צילום כת״י הר״ש סופר). ביאוה״ז להצ״צ כרך ב ע׳ תתמה. אוה״ת בראשית כרך ז תתשפב, א. אוה״ת נ״ך ע׳ תרסד. ד״ה והוא עומד עליהם תרס״ג ע׳ נ. סה״מ תרס״ו ע׳ קנד. וראה עבודת הלוי פ׳ ח״ש כח, א. בלקו״ת תזריע כ, ד מציין לד״ה זה. בדרך מצותיך צ, א בשם כ״ק אדה״ז: ששמעתי מפיו הקדוש של מורינו ורבינו נ״ע בכפר פייענע בימים שלפני הסתלקותו בטבת תקע״ג על ענין האכילה בשבת.
- 2יגלה לן טעמי׳ · זמירות לסעודה ב׳ דשבת.
- 3ה׳ אחרונה דשם ב״ן · ראה לקו״ת להאריז״ל פ׳ ח״ש ד״ה מערת המכפלה. וראה סה״מ תקס״ה ע׳ טז. אוה״ת ענינים ע׳ רצב.
- 4
- 5דתלת שליטין אינון · Zohar II, 153a
- 6דתלת שליטין אינון · Zohar, Toldot 4:30–9:73
- 7בסידור מתחיל · יגלה לן טעמי דבתריסר נהמי כו׳, הנה תחילה יש להבין מה שאמר כפילא וקלישא. בזה יובן הסיום דהמאמר כאן בענין כפילא וקלישא.
پالایش در روزهای هفته و ریشهٔ برترِ خوراک ¶3–4
3ועי״ז מתעלה המאכל שנעשה ממנו לב ומוח האדם ועי״ז מתחזק לבו ומוחו בעבודת ה׳ שבלבו בהתלהבו׳ כרשפי אש1 שנעשה בכח האכילה2 שבלא אכילה הי׳ [היה] מתחלש כו׳.
از این راه، خوراک تعالی مییابد، زیرا قلب و مغز انسان از آن ساخته میشوند؛ و بدینسان قلب و مغز او در خدمت ה׳ نیرومند میشوند: قلبش با شور و حرارتی چون شرارههای آتش، که به نیروی خوردن پدید میآید؛ زیرا بیخوردن سست میشد و غیره.
خوراک که به خون بدل میشود، بخشی از قلب و مغز انسان میشود و از این راه خودِ خوراک تعالی مییابد. اکنون قلب او با احساسی آتشین ה׳ را خدمت میکند و این نیرو از غذا به دست میآید؛ بیغذا او ناتوان میبود.
וגם מוחו נעשה חזק להתבונן בגדולת ה׳ כו׳ וזהו ענין בירור שמן המאכל נעשה אדם.
مغزش نیز برای تأمل در عظمت ה׳ نیرومند میشود و غیره. و این معنای پالایش (בירור, birur) است: از خوراک انسان ساخته میشود.
ذهن او نیز نیروی لازم را برای اندیشیدن دربارهٔ عظمت ה׳ به دست میآورد. معنای «پالایش» (birur) همین است: خوراک، که چیزی فروتر است، جدا و تعالی داده میشود تا بخشی از وجود انسانی شود که ה׳ را خدمت میکند.
אך כ״ז [כל זה] הוא בימות החול אבל בשבת בורר אסור אלא האכילה היא יותר עליונה3 בבחי׳ המשכה מלמעלה וקראת לשבת ענג.4 אז תתענג על הוי״ה.5
اما همهٔ اینها در روزهای هفته است؛ ولی در شبات (שבת, Shabbos)، جداسازی (בורר, borer) ممنوع است، بلکه خوردن مرتبهای برتر دارد و بهصورتِ افاضهای از بالا است: «و شبات را لذت خواهی خواند»؛ «آنگاه در نامِ چهارحرفی (ה׳, Havayah) لذت خواهی برد».
همهٔ آنچه گفته شد، به خوردن در روزهای هفته مربوط است. در شبات، «جداسازی» (borer، واژهای همریشه با birur، یعنی پالایش) از کارهای ممنوع است؛ پس خوردن در شبات نمیتواند کارِ پالایش باشد. در عوض، این خوردن جریانی از بالاست، و اشعیا شبات را «لذت» میخواند که در آن انسان «در Havayah لذت میبرد».
כי הנה כתיב אחור וקדם צרתני67 אחור למע״ב [למעשה בראשית] כו׳ שהמאכל כמו שהוא למטה בירידתו בשבה״כ [בשבירת הכלים]8
زیرا چنین نوشته شده است: «از پشت و پیش مرا صورت بخشیدی»: «پشت» [یعنی واپسین] بودن در کارِ آفرینش و غیره؛ زیرا خوراک، آنگونه که در پایین است، در نزولش از راهِ شکستنِ ظرفها،
کتاب مقدس میگوید که انسان «از پشت و پیش» صورت یافته است. میدراش «پشت» را به معنای واپسین در ترتیب آفرینش میگیرد، زیرا انسان پس از همهچیز آفریده شد. خوراک، آنگونه که در پایین با آن روبهرو میشویم، از جرقههایی میآید که هنگام شکستنِ ظرفها فروافتادند؛ یعنی همان شکستنِ نخستینِ «ظرفهای» الهی.
הנה האדם הוא בבחי׳ קדם שהמאכל הוא מתברר ע״י האדם אבל בשרשו למעלה הוא מעולם התהו לפני מלך מלך לבנ״י [לבני ישראל]9 אלא שאח״כ וימלך וימת.
انسان در جایگاهِ «پیش» است، زیرا خوراک بهواسطهٔ انسان پالایش میشود؛ اما ریشهٔ آن در بالا از عالمِ آشوب (תהו, Tohu) است، «پیش از آنکه پادشاهی بر بنیاسرائیل فرمان براند»؛ جز آنکه پس از آن «فرمان راند و مرد».
با سنجیدنِ وضعیت کنونی، انسان در جایگاهِ «پیش» قرار دارد، زیرا خوراک را پالایش میکند. اما ریشهٔ خوراک عالمِ Tohu است؛ همان نظمِ نخستین و ناپایدارِ نورها که نمادش پادشاهانِ ادوماند: آنان «پیش از آنکه پادشاهی بر اسرائیل فرمان براند» فرمانروایی کردند و سپس «فرمان راندند و مردند»، یعنی شکستند.
خوردن در روزهای هفته، birur است: انسان خوراک را بالا میبرد و آن را به قلب و ذهنی بدل میکند که ה׳ را خدمت میکنند. خوردن در شبات متفاوت است: جریانی از بالا است، زیرا ریشهٔ خودِ خوراک در عالمِ Tohu از انسان بالاتر است.
پادشاهانِ ادوم که «فرمان راندند و مردند» (پیدایش 36)، در تصویرپردازیِ آریزال (האריז״ל) نمادِ شکستنِ ظرفها در عالمِ Tohu هستند: نورهایی که از ظرفهایشان بیش از اندازه شدید بودند. جرقههای فروافتادهٔ آنها در اشیای مادی، از جمله خوراک، قرار دارند؛ از همینرو خوردن میتواند آنها را پالایش کند. یادداشتهای Kehot خواننده را به بحثهای موازی در תורה אור، בשלח و לקוטי תורה، צו ارجاع میدهند.
مراجع
- 1כרשפי אש · Song of Songs 8:6
- 2
- 3האכילה היא יותר עליונה · ראה ד״ה והוא עומד תרס״ג.
- 4וקראת לשבת עונג · Isaiah 58:13
- 5אז תתענג על הוי״ה · Isaiah 58:14
- 6אחור וקדם צרתני · Psalms 139:5
- 7אחור וקדם צרתני · Bereshit Rabbah 8:1
- 8שהמאכל . . בשבה״כ · ראה לקמן סה, ד. לקו״ת פ׳ צו יג, ב. מאמרי אדמו״ר הזקן תקס״ח ע׳ יז. מח.
- 9לפני מלך מלך לבנ״י · Genesis 36:31
4וימת וימלך כו׳. אך מ״מ נראה ששרשו יותר גבוה מהאדם שהרי המאכל הוא המחי׳ [המחיה] את האדם.
«و او مرد و پادشاهی کرد» و غیره. بااینهمه، آشکار است که ریشهٔ آن از انسان برتر است، زیرا این غذاست که به انسان حیات میبخشد.
آیه دربارهٔ پادشاهان اَدومی ادامه میدهد: «و او مرد و پادشاهی کرد». بااینهمه، ریشهٔ غذا از انسان برتر است و دلیلش روشن است: انسان از غذا حیات میگیرد، نه برعکس.
והאדם הוא מקבל החיות מן המאכל לפי שהוא בבחי׳ אחור למע״ב [למעשה בראשית] כו׳ ובשבת שהוא זמן עליית העולמות מתעלה המאכל
و انسان از غذا نیروی حیات میگیرد، زیرا در کارِ آفرینش در جایگاهِ «پشت» [آخر] قرار دارد و غیره. در شبات (שבת, Shabbos)، که زمانِ عروجِ عوالم است، غذا نیز بالا برده میشود
انسان حیات خود را از غذا میگیرد، زیرا آخر از همه آفریده شد، پس از گیاهان و حیواناتی که ریشهشان پیشینتر و برتر است. در شبات همهٔ عوالم عروج میکنند و غذا نیز بهسوی ریشهٔ خود بالا میرود.
כמו שהוא בשרשו ונמשך ממנו חיות להנפש מלמעלה למטה ע״י י״ב לחמים כו׳ וזהו ענין צדיק אוכל לשובע נפשו1 כי יש ב׳ אכילות הא׳ הוא לשובע נפשו.
آنگونه که در ریشهٔ خود هست، و نیروی حیات از آن، از بالا به پایین، به نفس کشیده میشود، بهواسطهٔ دوازده نان و غیره. و این معنای «صالح برای سیر کردن نفس خویش میخورد» است؛ زیرا دو نوع خوردن وجود دارد: نخست، «برای سیر کردن نفس خویش» است،
پس غذا، بهجای آنکه بهدست انسان پالوده شود، از بالا در نفس او حیات میدمد. این جریان از طریق دوازده نانِ سفرهٔ شبات جاری میشود. معنای سخنِ کتابِ امثال همین است: «صالح برای سیر کردن نفس خویش میخورد»؛ دو نوع خوردن وجود دارد و نخستین نوع، خوردنی است که نفس را سیر میکند.
ریشهٔ غذا از انسان برتر است و ازاینرو انسان به آن وابسته است. در شبات آن ریشه آشکار میشود و غذا از بالا به نفس حیات میرساند؛ این نخستینِ دو نوع خوردن در کتابِ امثال است.
دوازده نان یادآور رسمِ آریزال (האריז״ל) است که دوازده نان بر سفرهٔ شبات مینهاد؛ این نانها متناظر با دوازده نانِ حضورِ معبد بودند و نیز با سرودِ شباتی که این מאמר (maamar) با آن آغاز شد.
مراجع
- 1צדיק אוכל לשובע נפשו . . ובטן רשעים תחסר · Proverbs 13:25
دو گونه خوردن ¶5–6
و نوعِ دوم این است: «اما شکمِ شریران تهی خواهد ماند». «برای سیر کردنِ جانش» نیرویِ حیاتِ نفس است که از بالا میآید. «اما شکمِ شریران...» یعنی
نوعِ دومِ خوردن این است که «شکمِ شریران تهی خواهد ماند». خوردن «برای سیر کردنِ جان» یعنی دریافتِ حیاتی که از بالا فرود میآید. اکنون نیمهٔ دومِ آیه توضیح داده میشود.
כי רשעים הם החיצונים וע״י האכילה מבררים מהם חיל בלע ויקיאנו כי בכל מאכל יש תאוה שהוא שרש הקליפה
که «شریران» نیروهای بیرونیاند، و از راهِ خوردن، [آنچه در چنگ دارند] از آنان پالوده و بیرون کشیده میشود: «ثروت را بلعیده است و آن را بالا خواهد آورد». زیرا در هر خوراکی میلی هست که ریشهٔ پوسته (קליפה, kelipah) است؛
«شریران» در اینجا نه مردم، بلکه نیروهای بیرونیاند؛ یعنی نیروهایی که با قدوسیت مخالفت میکنند. خوردن آنچه را در چنگ دارند از آنان بازمیستاند؛ چنانکه زوفار (צופר)، دوستِ ایوب (איוב)، دربارهٔ مردِ شروری که «ثروت را بلعیده و آن را بالا خواهد آورد» میگوید. جای پایی که آنان در خوراک دارند، میلی است که با خوردن همراه میشود و ریشهٔ پوسته است.
וע״י שנכלל בגוף האדם ונעשה ממנו דם הנשלח ללב ומוח מתהפך לטוב בקדושה ע״י חיזוק הלב ומוח בעבודת ה׳ ועי״ז לוקח ממנו החיות שבזלעו״ז [שבזה לעומת זה] וזהו ובטן רשעים תחסר שנחסר החיות שבלעו. ומבטנו יורישנו אל.2
و هنگامی که خوراک در بدنِ انسان جذب میشود و به خونی بدل میگردد که به قلب و مغز میرسد، از راهِ تقویتِ قلب و مغز در خدمتِ ה׳، به نیکی و به قدوسیت دگرگون میشود. و از این راه، نیرویِ حیاتیای که در سویِ مخالف («یکی در برابر دیگری») است، از آن گرفته میشود؛ و این است معنایِ «اما شکمِ شریران تهی خواهد ماند»: نیرویِ حیاتیای که بلعیده بودند، از دست میرود. «و ה׳ آن را از شکمش بیرون خواهد راند».
وقتی خوراک در بدنِ انسان جذب میشود و به خونی بدل میگردد که به قلب و ذهنی که ה׳ را خدمت میکنند نیرو میرساند، به نیکی دگرگون میشود. نیرویِ حیاتیای که قلمروِ مقابل بلعیده بود، از آن بازگرفته میشود؛ ازاینرو «شکمِ شریران» تهی میماند؛ چنانکه ایوب ادامه میدهد: «ה׳ آن را از شکمش بیرون خواهد راند».
خوردنِ روزهای هفته نبردی است: حیاتِ مقدسِ خوراک از چنگِ پوسته بیرون کشیده و به نیکی دگرگون میشود، و «شکمِ شریران» تهی میماند.
یادداشتهای کیهوت به شرحِ تسماخ تسدک (הצמח צדק) از آیهٔ ایوب اشاره میکنند؛ او این آیه را ناظر به جرقهٔ الهیای میداند که از پوستههای ناپاک بیرون کشیده میشود. عبارتِ «یکی در برابر دیگری» از جامعه (קהלת) 7:14 گرفته شده است: «ה׳ یکی را در برابر دیگری قرار داد»؛ تعالیمِ حسیدی (חסידות, Chassidus) این عبارت را چنین میخوانند که قدوسیت و سویِ مقابلِ آن بهمنزلهٔ دو همتایِ روبهروی یکدیگر پدید آمدهاند.
مراجع
- 1
- 2חיל בלע ויקיאנו . . ומבטנו יורישנו אל · Job 20:15
6והנה האכילה שבחול שהיא בבחי׳ בירור הוא להיות ובטן רשעים תחסר1. אבל האכילה שבשבת היא המשכה מלמעלה לשובע נפשו מחמת המאכל כמו שהוא בשרשו למעלה קודם שנפל בשבה״כ [בשבירת הכלים] שאין בו בירור.
اکنون، غذا خوردن در روزهای هفته که از سنخِ پالایش است، برای آن است که «شکمِ شریران تهی خواهد ماند». اما غذا خوردن در روزِ شَبّات (שבת, Shabbos)، جریانی از بالا است: «تا جانش را سیر کند»، بهسببِ غذایی که در ریشهاش در بالا قرار دارد، پیش از آنکه در شکستنِ ظرفها فرو افتد؛ در آنجا پالایشی نیست.
خلاصه آنکه غذا خوردن در روزهای هفته پالایش است و هدفش تهیکردنِ «شکمِ شریران» است. غذا خوردن در شَبّات (שבת) نوعِ دیگری است: جریانی از بالا که «جان را سیر میکند»، زیرا با غذا در ریشهاش، همانگونه که پیش از افتادن در شکستنِ ظرفها بود، روبهرو میشوند؛ جایی که چیزی برای پالایش نیست.
این بند دو بخشِ آیه را به دو نوع غذا خوردن نسبت میدهد: غذا خوردن در روزهای هفته به پالایش، و غذا خوردن در شَبّات (שבת) به جریانی از ریشهٔ دستنخوردهٔ غذا.
مراجع
- 1
بیدورریزی در شبات؛ عیدها و فقیران ¶7–8
7וכמ״ש בזוהר1 פרש שבתכם לא קאמר שמה שנעשה מלמטה למעלה ע״י בירור כמו בימות החול יש בו פרש שהוא פסולת שהמובחר שולח ללב ולמוח והפסולת יורד למטה בקרביים ובני מעיים כו׳ וזהו הבירור
و چنانکه در زوهار (זהר) آمده است: «سرگینِ שבתכם (Shabbosos؛ شبّاتهای شما)» گفته نشده است. زیرا آنچه در روزهای هفته، از پایین به بالا و از راهِ پالایش و تفکیک (בירור, birur) انجام میشود، «سرگین» دارد؛ یعنی پسماند؛ بخشِ برگزیدهٔ خوراک به قلب و مغز فرستاده میشود و پسماند به پایین، به درونِ احشا و رودهها، فرو میرود و غیره؛ و این همان پالایش است.
ملاخی (מלאכי)، در سرزنشِ کاهنان، به نامِ ה׳ میگوید: «سرگین بر چهرههایتان خواهم افشاند؛ سرگینِ عیدهایتان.» زوهار یادآور میشود که او نمیگوید «سرگینِ شبّاتهای شما». خوردن در روزهای هفته از پایین به بالا و از راهِ پالایش انجام میشود، و ازاینرو پسماند بر جای میگذارد: بخشِ برگزیدهٔ غذا به قلب و مغز میرود و باقیمانده از راهِ رودهها بیرون میرود. این جداسازی همان پالایش است.
אבל בשבת שהוא נעשה מלמעלה למטה אין בו פסולת כלל2 כי הפסולת הוא מעה״ד [מעץ הדעת] טו״ר [טוב ורע] ולמטה נעשה טו״ר [טוב ורע] בכל הבחי׳ ע״י אכילת אדה״ר [אדם הראשון] מעה״ד [מעץ הדעת] טו״ר [טוב ורע]
اما در שבת (Shabbos)، چون این کار از بالا به پایین انجام میشود، هیچ پسماندی در آن نیست؛ زیرا پسماند از درختِ شناختِ نیک و بد میآید، و در پایین، نیک و بد در هر مرتبهای پدید آمد، بر اثرِ آنکه آدم از درختِ شناختِ نیک و بد خورد.
خوردنِ شبّات از بالا به پایین است، پس پسماندی در آن نیست. پسماند به آمیزهٔ نیک و بدی تعلق دارد که بر اثرِ خوردنِ آدم از درختِ شناخت، در هر مرتبهای پدید آمد.
וגם בכל אדם יש תערובת טו״ר [טוב ורע] כו׳ רק שאינו שוה בכל נפש יש שטוב שלו מרובה כו׳
و در هر انسانی نیز آمیزهای از نیک و بد هست و غیره؛ تنها، این آمیزه در هر نفسی یکسان نیست: کسانی هستند که جنبهٔ نیکِ آنان بیشتر است و غیره،
در انسانها نیز نیک و بد با هم آمیختهاند، اما نسبتِ آنها متفاوت است: در برخی، جنبهٔ نیک بیشتر است.
و نیز کسانی هستند که جنبهٔ نیکِ آنان در چنین مرتبهای است و غیره. اما در شبّات، «آنگاه از ה׳ لذت خواهی برد»؛ در مرتبهای بالاتر از درختِ شناخت، و «بدی هرگز با تو سکونت نخواهد داشت».
در برخی دیگر، جنبهٔ نیک تنها به مرتبهای معیّن میرسد. اما در شبّات، لذت «از ה׳» است، یعنی از خودِ ה׳، در مرتبهای بالاتر از درختِ شناخت؛ در آنجا «بدی هرگز با تو سکونت نخواهد داشت».
רק ביו״ט [ביום טוב] כתיב פרש חגיכם5 לפי שביו״ט [שביום טוב] יש בו קצת בירור שהרי הותרה בו מלאכת אוכל נפש כאפיה ובישול כו׳
فقط دربارهٔ عیدها نوشته شده است: «سرگینِ عیدهایتان»؛ زیرا در عید تا اندازهای پالایش انجام میشود، چون کارِ آمادهکردنِ خوراک، مانند نانپزی و پختوپز و غیره، در آن مجاز است.
ملاخی از «سرگینِ عیدهایتان» سخن میگوید، زیرا در عید مقداری پالایش رخ میدهد: پختوپز و نانپزی برای خوراکِ آن روز مجاز است.
ואינו אסור רק קצירה וזריעה וחרישה כו׳ ולפי שהותרו קצת מלאכות באוכל נפש יש בו בירור ושייך פסולת והתקון הוא למחדי למסכני.
و فقط دروکردن، کاشتن و شخمزدن و غیره ممنوع است. و چون برخی از کارهای مربوط به آمادهکردنِ خوراک مجاز است، در آن پالایش رخ میدهد و پسماند نیز به آن مربوط میشود. و راهِ اصلاح، «شادمانکردنِ نیازمندان» است.
فقط کارهایی مانند دروکردن، کاشتن و شخمزدن همچنان ممنوعاند. ازآنجاکه برخی کارهای مربوط به خوراک مجاز است، در عید پالایش رخ میدهد و ازاینرو پسماند نیز پدید میآید. زوهار راهِ اصلاح را چنین بیان میکند: «شادمانکردنِ نیازمندان».
כי שעת שמחה היא לשמח את הכל וכמ״ש ושמחת בחגך6 אתה והלוי והגר כו׳ לפי שהשמחה היא בחי׳ המתקת הדינין וצריך לשמח את כולם שיהיו כולם נכללים בבחי׳ שמחה.
زیرا هنگامِ شادی، [زمانی است] برای شادمانکردنِ همگان؛ چنانکه نوشته شده است: «و در عیدت شادمان خواهی شد، تو... و لاوی و بیگانه...» و غیره. زیرا شادی مرتبهٔ شیرینسازیِ داوریهاست، و باید همگان را شادمان کرد تا همه در مرتبهٔ شادی جای گیرند.
هنگامِ شادی یعنی باید همگان را شادمان کرد؛ چنانکه تورات دربارهٔ عید فرمان میدهد: «تو... و لاوی و بیگانه» نیز شادمان شوید. شادی داوریها، یعنی نیروهای سختگیری، را تلطیف میکند؛ ازاینرو باید همه را در شادی سهیم کرد.
با استناد به سخنِ زوهار دربارهٔ «سرگینِ عیدهایتان»، این بند نشان میدهد که تنها خوردنی که از راهِ پالایش آماده میشود پسماند بر جای میگذارد. در شبّات پسماندی نیست؛ اما در عیدها، چون برخی کارهای مربوط به آمادهکردنِ خوراک مجاز است، پسماند پدید میآید و راهِ اصلاح آن شادمانکردنِ نیازمندان است.
بخشِ زوهار (2:88b) شبّات را با عیدها مقایسه میکند: در عید باید با نیازمندان سهیم شد، وگرنه خوراک به همان «سرگین» تبدیل میشود که پیامبر از آن سخن میگوید. آلتر ربّه (אדמו״ר הזקן) این نکته را بر پایهٔ هلاخا بیان میکند: «جداکردن» در شبّات ممنوع است، درحالیکه در روزِ عید (יו״ט) کارهای مربوط به آمادهکردنِ خوراک مجاز است.
مراجع
- 1וכמ״ש בזהר · Zohar II, 88b
- 2אין בו פסולת כלל · ראה לקמן סה, סע״ב ואילך. סה״מ הנחות הר״פ ע׳ עד ואילך. סה״מ תקס״ח ע׳ לב. דרך מצותיך צ, א ואילך. צב סע״א ואילך. ד״ה והוא עומד תרס״ג. לקוטי לו״י לזח״ג ע׳ רג. לקו״ש חט״ז ע׳ 189.
- 3
- 4ולא יגורך רע · Psalms 5:5
- 5פרש חגיכם · Malachi 2:3
- 6ושמחת בחגך · Deuteronomy 16:14
8וכנודע ממי שהוא בשעת שמחה שאז רוצה שיהיו כולם שמחים שבזה נמתק הדין מאחר שמשוה את כולם.
چنانکه شناخته شده است، کسی که در هنگام شادی به سر میبرد، میخواهد همگان شاد باشند؛ و بدینسان حکم شیرین میشود، زیرا همه را یکسان میسازد.
هرکس واقعاً شاد باشد، میخواهد اطرافیانش نیز شاد باشند. با رساندن همگان به شادیِ یکسان، حکم را شیرین میکند؛ یعنی آن اندازهٔ سختگیرانهای را که جدا میکند و تمایز مینهد، شیرین میسازد.
אבל מאן דלא יהיב למסכני1 כו׳ אין הדין נמתק ונשאר הפרש ולכן העונש הוא מדה כנגד מדה שנותנין לו הפרש כי הוא גרם שישאר פסולת הפרש בעבור שלא המתיק הדין.
اما [در موردِ] «کسی که به تهیدستان نمیبخشد»، و غیره، حکم شیرین نمیشود و «فضولات» باقی میماند. ازاینرو، کیفر اندازه در برابر اندازه است: «فضولات» را به او میدهند، زیرا او سبب شد که زواید، یعنی «فضولات»، باقی بماند، چون حکم را شیرین نکرد.
زوهر (זהר, Zohar) دربارهٔ کسی هشدار میدهد که در عید به تهیدستان نمیبخشد. برای چنین کسی حکم شیرین نمیشود و «فضولات» باقی میماند؛ بنابراین کیفر متناسب با عمل است: «فضولات» به او داده میشود، زیرا با شیرین نکردنِ حکم، زواید را به حال خود باقی گذاشت.
וזהו ביו״ט [ביום טוב] אבל בשבת אע״ג [אף על גב] דלא יהיב למסכני אין עונשו רב כי בשבת אין פרש כלל לפי שהוא רק בחי׳ המשכה שמלמעלה דלא יגורך רע כלל.
و این در عید است؛ اما در شبات (שבת, Shabbos)، هرچند کسی به تهیدستان نبخشد، کیفرش سنگین نیست، زیرا در شبات اصلاً «فضولاتی» وجود ندارد؛ چراکه شبات تنها مرتبهای از جریانِ فیض از بالاست و «هیچ بدی نزد تو سکونت نمیکند».
این حکم دربارهٔ اعیاد است. در شبات، حتی کسی که به تهیدستان نمیبخشد نیز بهشدت کیفر نمیبیند، زیرا در شبات «فضولاتی» نیست: شبات تنها جریانی از بالا به پایین است؛ جایی که هیچ بدی سکونت نمیکند.
این بند، کیفرِ اندازه در برابر اندازه را در زوهر توضیح میدهد: شریککردن دیگران در شادی، حکم را شیرین میکند و زوایدِ عید را از میان میبرد؛ اما اگر کسی دیگران را در شادی شریک نکند، آن زواید باقی میماند. شبات، چون زوایدی ندارد، از این کیفر در امان است.
مراجع
- 1מאן דלא יהיב למסכני · Zohar II, 88b
نازک و دوتایی، اکنون و در آینده ¶9–11
9והנה המשכה זו היא בב׳ בחי׳ כפילא וקלישא. פי׳ קלישא1 היא המשכת יודי״ן ווי״ן שמיו״ד נעשה וי״ו שהיו״ד עצמה נמשכה ונעשית וי״ו.
اکنون این امتداد در دو صورت است: دوبرابر (כפילא, kefila) و باریک (קלישא, kelisha). توضیح: مراد از «باریک» امتدادِ حروفِ یود (יו״ד, yud) و واو (וי״ו, vav) است؛ زیرا از یود، واو پدید میآید: خودِ یود امتداد مییابد و به واو بدل میشود.
آوازِ شبات این جریان را «دوبرابر و باریک» توصیف میکند. آلتر ربه (אדמו״ר הזקן) نخست «باریک» را توضیح میدهد: این همان حروفِ یود و واو است. واو در واقع یودی است که به سوی پایین امتداد یافته است؛ خطی باریک و منفرد.
כי לפי שהיו״ד הוא בחי׳ צמצום לכן יכול להיות ממנה המשכה בבחי׳ וי״ו מן היו״ד עצמה אבל הה׳ שהיא התפשטות אורך ורוחב.
زیرا چون יו״ד مرتبهٔ انقباض (צמצום, tzimtzum) است، ازاینرو میتواند از خودِ יו״ד، به صورتِ וי״ו، امتدادی پدید آید. اما ה׳ که گسترشی در طول و عرض است:
حرفِ יו״ד، که نقطهای کوچک است، نمادِ צמצום، یعنی متمرکزشدنِ نور در یک نقطه، است؛ ازاینرو خودِ יו״ד میتواند به וי״ו، خطی که آن را به پایین میبرد، امتداد یابد. ה׳ متفاوت است: چنانکه شکلش نشان میدهد، در طول و عرض گسترده میشود.
این بند رمزگشاییِ «دوبرابر و باریک» را آغاز میکند: صورتِ باریک، امتدادِ יו״ד به וי״ו است، حالآنکه ה׳، که در طول و عرض گسترش مییابد، باید به گونهای دیگر فرود آورده شود.
יו״ד و וי״ו، و نیز دو ה׳، حروفِ نامِ چهارحرفی (ה׳, Havayah) هستند. بنابراین، جریانِ «در دو صورت» بر این نام منطبق میشود: خطِ יו״ד–וי״ו، و ה׳ هایی که گسترشِ پهنشان نمیتواند همانگونه به پایین فرود آید.
مراجع
- 1פי׳ קלישא . . ביום ההוא יהי׳ · מובא באוה״ת בראשית כרך ז תתתא, ב.
10ואין התפשטו׳ [התפשטות] אורך ורוחב שלמעלה יכולה להתגלות למטה כמו שהוא למעלה בבחי׳ אורך ורוחב עד אין קץ כו׳ אלא ההמשכה היא בבחי׳ ה׳ אחרת למטה והיא בחי׳ המילוי של ה׳
گسترشِ طول و عرضیای که در بالا هست، نمیتواند همانگونه که در بالا هست، در مرتبهٔ طول و عرضِ بیانتها و غیره، در پایین آشکار شود؛ بلکه فرودآمدنِ آن در پایین به صورتِ حرفِ ה دیگری (hei) است، و این مرتبهٔ پُرشدگیِ حرفِ ה است،
گسترشِ فراخِ حرفِ ה در مرتبهٔ بالا، که در طول و عرض کرانناپذیر است، نمیتواند همانگونه که هست در پایین آشکار شود. در عوض، در پایین به صورتِ «حرفِ ה دیگری» فرود میآید: حرفِ ה دومی که نامِ این حرف را مینویسد؛ همان «پرشدگیِ» آن.
דהיינו כח הה׳ שהי׳ [שהיה] בהעלם למעלה. כי לעולם המילוי הוא מה שבהעלם ומה שבהעלם למעלה יצא מההעלם אל הגילוי למטה.
یعنی نیرویِ حرفِ ה که در بالا نهفته بود. زیرا پرشدگی همواره چیزی است که در نهان است، و آنچه در بالا نهان بود، از نهان بیرون آمده و در پایین آشکار شده است.
پرشدگیِ یک حرف همواره نمایانگر چیزی است که در آن نهفته بوده است. پس حرفِ ה دوم، نیروی حرفِ ה بالایی است که در بالا پنهان بود و اکنون از نهان بیرون آمده و در پایین آشکار شده است. این همان حرفِ ה «دوگانه» در מכפלה (Machpelah [دوگانه]) است.
«دوگانه» یعنی حرفِ ה نمیتواند همانگونه که هست فرود آید؛ ازاینرو نیروی پنهانش در پایین به صورتِ حرفِ ה دومی، یعنی پُرشدگیِ حرف، پدیدار میشود. این مطلب به حرفِ ה دوگانهٔ מכפלה در آغازِ مقاله بازمیگردد.
در شیوهٔ قبالاییِ تفصیلِ حروف (מילוי, milui)، حروفِ افزودهشده محتوای درونی و پنهانِ حرفِ ساده را بیان میکنند. در اینجا این اصل توضیح میدهد که چگونه گسترشِ نامتناهیِ حرفِ ה بالایی تنها از راهِ بازتابش، یعنی حرفِ ה در پُرشدگی، به ما میرسد.
11והיינו בחי׳ כפיל׳ שהיא בחי׳ מילוי ההי״ן כנודע מענין המכפלה.1 אך כ״ז [כל זה] הוא שאנו מקבלים ההשפעה ע״י י״ב לחמים בזמן הזה
و این همان مرتبهٔ دوگانگی (כפיל׳, kefila) است، یعنی مرتبهٔ پُرشدگیِ حروفِ «هی» (ההי״ן, heis)، چنانکه از موضوعِ مکفیله (המכפלה, Machpelah) دانسته است. اما همهٔ اینها [چنین] است، تا زمانی که در این زمانِ کنونی، فیض را از طریق دوازده نان دریافت میکنیم؛
پس «دوگانه» یعنی حرفِ هی که با هیِ دیگری نوشته میشود؛ این همان پُرشدگی است، چنانکه غارِ مکفیله نشان میدهد. اما این شیوهٔ دوگانه به زمانِ کنونی تعلق دارد: وصف میکند که اکنون چگونه فیضِ ה׳ را از طریق دوازده نانِ سفرهٔ شبات دریافت میکنیم.
אבל לע״ל [לעתיד לבוא] יגלה לן טעמיה דבתריסר נהמי כו׳ ואזי לא יהיה בחי׳ כפילא כו׳ רק הה׳ עצמה שלמעלה יהי׳ [יהיה] לה גילוי למטה ג״כ ע״י כי יגלה לן טעמיה כו׳ וכמ״ש ביום ההוא2 יהיה כו׳:
اما در زمانِ آینده، «دلایلِ دوازده نان را بر ما آشکار خواهد کرد» و غیره؛ آنگاه دیگر مرتبهٔ כפיל׳ نخواهد بود و غیره؛ بلکه خودِ حرفِ «هی» (ה, hei) که در بالا است، در پایین نیز آشکار خواهد شد، از طریقِ «دلایلِ آن را بر ما آشکار خواهد کرد» و غیره؛ چنانکه نوشته شده است: «در آن روز [نامِ چهارحرفی (ה׳, Havayah)] [یکی] خواهد بود» و غیره.
در زمانِ آینده، دعای آن سرود اجابت خواهد شد: ה׳ «دلایلِ دوازده نان را آشکار خواهد کرد». آنگاه دیگر نیازی به شیوهٔ دوگانه نخواهد بود؛ خودِ هیِ بالایی در پایین آشکار میشود، چنانکه زکریا دربارهٔ آن روز میگوید ה׳ و نامش یکی خواهند بود.
مقالهٔ نخست با قرار دادنِ «دوگانه» در چارچوبِ زمان پایان مییابد: اکنون هیِ بالایی تنها از طریقِ پُرشدگیاش به ما میرسد، اما در زمانِ آینده خودِ هیِ بالایی در پایین آشکار خواهد شد.
یادداشتهای Kehot خواننده را به شرحِ آریزال (האריז״ל) دربارهٔ غارِ مکفیله در לקוטי תורה او بر חיי שרה، و نیز به Meorei Or، فرهنگنامهای قبّالی، برای توضیحِ هیِ دوگانه ارجاع میدهند. آریزال واژهٔ «خواهد بود» (יהיה, yihyeh) در آیهٔ زکریا را ناظر به ارتقای آیندهٔ حروفِ پایینیِ نام، واو (ו, vav) و هی (ה, hei)، به مرتبهٔ حروفِ بالایی، یود (י, yud) و هی، میداند (לקוטי תורה, במדבר 10:16).
مراجع
- 1כנודע מענין המכפלה · לקו״ת מהאריז״ל פ׳ ח״ש. מאו״א מ, כג. ראה אוה״ת פ׳ חיי שרה כרך ד תשעז, ב. שם כרך ז תתת, ב. תתתא, ב ושם אין תי׳ אלו.
- 2ביום ההוא יהי׳ · Zechariah 14:9
مامار را به پایان رساندید؟
آن را بهعنوان آموختهشده علامت بزنید؛ در سیوم هفتگی و سالانه به شمار میآید.
در کارِ بندگی
در روزهای هفته، چنان بخورید که نیرویی که خوراک میبخشد صرفِ خدمت به ה׳ شود: شور و حرارت در قلب و ذهنی نیرومند برای اندیشیدن دربارهٔ عظمتِ او؛ بدینسان خوراک پالایش میشود و پوستهٔ درون آن از حیاتی که بلعیده تهی میگردد. در شبات، خوردن لذتی است در ה׳ که از بالا فرود میآید. در عید، شادی را با فقیر، لاوی و بیگانه قسمت کنید؛ زیرا شادیای که همه را دربرمیگیرد احکام را شیرین میکند، و کسی که به فقیران چیزی نمیدهد، «دورریزی» را بهجای خود باقی میگذارد.
پرسشهایی برای گفتوگو
- اگر انسان خوراک را پالایش میکند، چرا گفتار میگوید ریشهٔ خوراک از ریشهٔ او بالاتر است؟ «پس» و «پیش» چگونه پاسخِ این پرسش را میدهند؟
- دو گونه خوردن در عبارتِ «صالح میخورد تا جانش را سیر کند، اما شکمِ شریر تهی خواهد ماند» کداماند، و کدامیک به شبات تعلق دارد؟
- چرا در عید «دورریزی» هست اما در شبات نیست، و چرا شادکردنِ فقیران راهِ جبران آن است؟
- چرا یود میتواند از خود به واؤ امتداد یابد، اما هاءِ بالایی فقط بهصورت املای خود، یعنی هاءِ دیگری، پایین میآید؟
- وقتی در آینده «اسرارِ دوازده نان را بر ما آشکار خواهد ساخت»، چه چیزی دگرگون خواهد شد؟